ناهید افضلی

هیتلر موسلینی استالین ناپلئون همه احمق بودند! کدام مرد عاقلی بجای بافتن موی معشوقه اش عمرش را صرف جنگ میکند ﺑﻴﺎ ﺩﺭ ﻻﺑﻼﻱ ﻭﺭﻗﻪ ﻫﺎﻱ ﺍﻳﻦ ﻛﺘﺎﺏ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﺒﻮﺳﻴﻢ ﻧﮕﺮﺍﻥِ ﺁﺑﺮﻭ ﻫﻢ ﻧﺒﺎﺵ؛ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻫﻴﭻ ﻛﺲ ﻛﺘﺎﺏ ﻧﻤﻲ ﺧﻮﺍﻧﺪ… “ناهید افضلی” همراهان عزیز شعرواره، با توجه به پیام های شما عزیزان و متذکر شدن […]

هوشنگ ابتهاج

مستقل ترين زن جهان هم که باشى، وقت هايى هست که دلت پر ميزند براي کسي که برسد و بخواهد که آرام رانندگي کنى و شام ات را نخورده روي ميز نگذاري و بروي.. مستقل ترين زن دنيا هم، دست خطي مي خواهد که بنويسد برايش: “زود برگرد طاقت دوري ات را ندارم.” زن ها […]

اصلا حسین جنس غمش فرق میکند

اصلا حسین جنس غمش فرق میکند اين راه عشق پيچ و خمش فرق مي کند اينجا گدا هميشه طلبکار مي شود اينجا که آمدي کرمش فرق مي کند شاعر شدم براي سرودن برايشان اين خانواده، محتشمش فرق مي کند “صد مرده زنده مي شود از ذکر يا حسين” عيساي خانواده دمش فرق مي کند از […]

من کجا حرف امان نامه کجا

شب شب عاشوراست شب عشق است و وفا می وزد باد میان حرمی می پیچد رایحه سیب بهشت بوی سیب بوی گیسوی حبیب در خیام اصحاب سینه هایی بی تاب همه مشغول دعایند و نماز تا خدا در پرواز در کنار اینان خیمه هاشمیان حرم آل علی خیمه ای نجمه زند شانه به زلف قاسم […]

عباس معروفی

مرا با این بالش و این دو تا ملافه و این سه تا شکلات روی میزت راه مید‌هی؟ می‌شود وقتی می نویسی دست چپت توی دست من باشد؟ اگر خوابم برد موقع رفتن جانگذاری مرا روی میز! از دلتنگیت می‌میرم. وقتی نيستی می‌خواهم بدانم چی پوشيده‌ای و هزار چیز ديگر “عباس معروفی”